دل نگرانی های یک شهروند

نویدنو19/1/1385

نامه زیر از طریق ای میل به دست ما رسیده است . عین نامه جهت اطلاع درج می گردد.

نویدنو

دل نگرانی های یک شهروند

توضیح لازم :

این مقاله 2روز بعد از اتمام در تاریخ 8/12/1384برای نشر به چند روزنامه وسایت ارسال گردید. متاسفانه مدت بسیار طولانی گذشت واز انتشار آن خبری نشد. گمان می کنم با توجه به وضعیت حاکم به ویژه پس از استقرار دولت آقای احمدی نژاد وبالارفتن ریسک عمل سیاسی ،عذرآنان پذیرفته باشد. لذا از سر اکراه وعلیرغم میل باطنی وفقط برای آن که شاید بتواند گوشه کوچکی از تفکر شهروندان دیار مارا بازتاب دهد خدمت شما ارسال می گردد. من اطمینان واثق دارم که مردم ما برای رساندن پیام صلح طلبانه خود راه های مقتضی را خواهند یافت . در صورت موافقت با درج مقاله خواهشمنداست نام نویسنده را محفوظ بدارید.

با سپاس فراوان

 

مدت هاي مديدي است كه به عنوان يك شهروند امر صلح وسايه سنگين جنگ ذهنم را مشغول ودر مواردي آشفته است . يك شهروند عادي اين سرزمين مقدسم. نه پستي دارم ، نه مقامي ، نه نفوذي ونه حتي ياران همنفسي كه شايد به دليل وضعيت اجتماعي خود به جستجويشان نرفته ام .

درج وي‍ژه نامه اي براي صلح در روزنامه وزين شرق نقطه قوتي بود كه وادارم كرد تا خطوطي چند از دغدغه خاطر خودكه گمان مي كنم دل مشغولي هاي بسياري از آحاد جامعه ماست بنويسم .

لغت نامه دهخدا صلح را آشتي ، سلم، تراضي ميان متنازعين ، سازش ، مقابل حرب وجنگ معني كرده است . امروزه در دنياي مدرن صلح معنايي به مراتب وسيع تر از تعريف لغت نامه اي آن پيدا كرده است . سازمان ها وتشكلات مختلف ومتفاوتي در سراسر جهان به امر پيگيري صلح وجلو گيري از اتفاق جنگ در جهان مشغول هستند . تعريف دهخدا صلح را در حوزه اي طرفيني بين افراد ونهايت بين همسايگان نشانه رفته است . اما صلح در جهان معاصر معناي عدم تكرار كشتار ميليوني انسان ها ، عدم نابودي منابع مادي زندگي ، عدم اوارگي ، عدم تخريب ، عدم تجاوز وعدم تحقير ميليوني انسان ها را در بر مي گيرد . جغرافي جنگ دردو دهه اخير غم انگيز ، رقت آور وغير انساني است . جنگ در ايران ، حمله به كويت ، برادر كشي در بالكان ؛ شورش هاي بي دليل نظامي وكشتار در كشور هاي افريقايي ، تجاوز به افغانستان وعراق ، گوياي چيزي جز هتك حرمت انسان ها ، نابودي منابع زيستي وگسترش قدرت امپرياليسم نبوده است .

دريك نگاه جنگ دو ريشه اساسي دارد .

1_ ولع مهار ناپذير امپرياليسم در گسترش حوزه حياتي براي انباشت سود بيشتر

2_ عدم توجه حاكمان كشورهاي مختلف به درك صحيح منافع ملي و مصلحت عمومي مردم .

باز كاوي عملكرد دهه هاي اخير عملكرد امپرياليسم و سرمايه داري جهاني نشانگر آن است كه در اكثر قريب به اتفاق كشورهايي كه در مقوله امپرياليسم تعريف مي شوند امر نظامي گري و« فتح جهان »  با ياري نيروي نظامي  و سيطره نظامي انديشان حرف اول را مي زند . توجيهاتي از قبيل مبارزه با تروريسمي كه خود موجد آن هستند، يا گسترش دموكراسي كه خود اولين رفتار كنندگان غير دموكرات همين مدعاي خويشند و يا صيانت از حقوق بشر ، كه به گواهي هزار ان برگ اسناد معتبر خود بزرگترين ناقضين حقوق بشر در سطح كره خاكي اند ، دست آويزي رسانه پسند بيش نيست .

عليرغم اين حقيقت ، امپرياليسم داراي آن چنان قدرت رسانه اي است كه به راحتي مي تواند در جهت توجيه خواست هاي نا مشروع خويش ، ميليون ها انسان را در جهان تبديل شده به دهكده اي سرشار از بمباران خبري ، در راستاي خواست ها ومطامع نا مشروع خويش بسيج و اقناع نمايد .

تفاوت بنيادي در رفتار صلح طلبان و امپرياليست ها وحکام نا بخرد محلی، که روی دیگر رفتار های امپریالیستی در حوزه های کوچک هستند ،  در نگاه آن ها به انسان قرار دارد. براي امپرياليست ها وحکام نا بخرد محلی ، انسان ها و سرنوشت آن ها اگر مطرح هم باشد در اولويت حداقل دهم قرار مي گيرد ، در حاليكه برای صلح طلبان  انسان و سرنوشت آن به طور كلي صرف نظر از ملت و مذهب و قوم و قبيله اولويت اول است . در چنين نگاهي است كه هر گونه نا بخر دي محلي هم پاي اقتدار طلبي جهاني امپرياليستي مورد نكوهش و اعتراض قرار مي گيرد .

صدام از آن رو طرد و افشا و مورد مخالفت واقع مي شود كه در اصل ،  اساسي تز ين حقوق اوليه شهروندان يعني مردم عراق را قرباني قدرت طلبي ، استمرار ديكتاتوري ومنويات غير ملي خويش قرار مي دهد .

نگاه صلح طلبان ، متوجه جهان قانون مندي است كه از خلال مباحثات بين المللي وبا خرد جمعي شكل گرفته است . هر بازيگر اين صحنه جهاني آن گاه كه در مورد رعايت اين قوانين به عنصري تك رو و پيش بيني نا پذير تبديل مي شود ، سرنوشت كل بشريت را در معرض تهديد و تحديد قرار مي دهد .

نگاه صلح طلبان يك سويه و تنگ نظرانه نيست . همان حقوقي را كه در چهارچوب قوانين مدون جهان معاصر براي هر مجموعه انساني تحت نام ملت و يا كشور تعريف شده است  به رسميت مي شناسد و هر گونه رفتار تحريك آميزي كه منجر به سو رفتار با انسان ها و سرنوشت آن ها باشد را شديدا  محكوم مي نمايد .

به عنوان مثال در اثناي جنگ تجاوزكارانه امريكا و متحدانش برعليه مردم عراق ، در امريكا سازمان های مختلفی درمخالفت با جنگ شکل گرفت . یکی از این ها سازماني تحت عنوان « اتحاد براي صلح و عدالت  » است كه بعد از گذشت سه سال همچنان به فعاليت صلح طلبانه خود در افشا منويات امريكا در عراق پرداخته و روز به روز به دامنه اعتراضات داخلي در راستاي تامين صلح و عدالت مي افزايد  

صلح طلبي در جهان معاصر با حقيقت ديگري پيوند خورده است . اين حقيقت تامين عدالت براي همه است . صلح بدون تامين عدالت به چاقويي بي دسته مي ماند كه ياراي انجام هيچ كاري را ندارد .

به نظر صلح طلبان جهان تامين عدالت هم در جامعه اي بسته و متكي به رفتارهاي پدر سالارانه ، ديكتاتور منش ، توتاليتر و عدم حضور فعال و پر طراوت انسان ها ميسر نيست . از همين منظر ، گسترش اجتماعي ، مشاركت فعال انسان ها در تعيين سرنوشت خود ، تامين حقوق شهروندي بر اساس معيارهاي جهاني حقوق بشر و گسترش تكثر و چند صدايي از ملزومات اوليه هر اجتماعي است . اين خواسته ها با مقوله اي تحت عنوان آزادی مورد تعريف قرار گرفته ودر مجموع ، صلح ، عدالت اجتماعي و آزادی  سه پايه اساسي سلامت اجتماعي انسان هارا در نگاه صلح طلبان تشكيل مي دهند .

صلح طلبان ، تلاش برای تامین صلح جهانی را ، پیکاری ایثارگرانه در جهت احترام به انسان ها ، ایجاد عدالت اجتماعی وتحقق مردم سالاری وراهی برای محدود کردن هرچه بیشتر تلاش های انقیاد طلبانه امپریالیستی دانسته وداوطلبانه در این امر مهم می کوشند .

اکنون ایران ما از یک سو در اثر زیاده خواهی های امپریالیستی که تا حد باج خواهی بی شرمانه ارتقا یافته است ، واز سوی دیگر رفتار وتصمیمات غیر منطقی دولت مردان کشور ، در معرض خطر جنگی ناخواسته قرار گرفته است . بر اساس تمام قوانین مدون کشوری من به عنوان یک شهروند حق دارم که با برخی تصمیمات دولت مردان موافق نبوده واین تصمیمات را برای سلامت ملی خطر آفرین ارزیابی نمایم . لذا از یک سو بر استمرار منطقی ومبتنی بر حق طلبی مذاکره  در چهارچوب حقوق شناخته شده بین المللی برای کسب اعتماد جهانی را پیشنهاد نموده واز سوی دیگر تمام هم وطنان صلح طلب را برای گسترش دامنه صلح خواهی ملت ایران فرا می خوانم . من همچنان که بر خورداری از انرژی صلح امیز هسته ای در چهارچوب معاهده ان پی تی را حق مسلم ملت خود می دانم ، حق ابراز نظر ، حق مخالفت با برخی تصمیمات وحق انتقاد از دولت مردان را نیز از حقوق مسلم ملی خود می دانم .

در همین راستا عقیده دارم که دولت جمهوری اسلامی ایران وظیفه دارد در چنین شرایط بغرنجی که کیان ملی کشور در معرض تهاجم نیروی شرور امپریالیستی قرار گرفته است ، با کاربست نهایت عقلانیت ومدنیتی که نمودار سطح فرهنگ ملی ایران وایرانی در جهان برای استقرار صلح وامنیت عمومی است به صورت راهبردی ، تلاشی مضاعف را برای دسترسی به راه های صلح آمیز در چهارچوب پذیرفته شده جهانی ، جهت احقاق حق ملی ایران به کا ربندد.

فراموش نباید کرد که علیرغم تلاش دیپلماتیک گسترده دولت مردان ایران ، عملا در مرحله پیش از برگزاری جلسه شورای حکام ، این دیپلماسی دست آورد بسیار ناچیزی در اقناع سایر کشور ها در دفاع از حق مسلم ایران در شورا داشت . نقد وریشه یابی این عدم موفقیت به دور از تفسیرهای ذهنی وجانبدارانه دارای ضرورت تام است . باید پرسیده شود که تولید کنندگان بیش از 65درصد تولید ناخالص جهان چه خصومت ویژه ای با ملت ما دارند که در یک اجماع بی نظیر ، کشور مارا تحت فشار قرار داده اند ؟واقع نگری سیاسی وعلمی حکم می کند که دولت مردان ایران در شناخت ، توضیح ورفع نواقص احتمالی اقدامات خود که با سرنوشت 70میلیونی ملت ایران بستگی دارد بکوشند .  

ضروری است از طریق اجازه گسترش تشکلات مستقل مردمی به استحکام پایه های مودت ووحدت اجتماعی یاری نموده وپشت جبهه ای قدرتمند برای دفاع از کیان ملی فراهم آورند . به دور از شعارهای نافی حق حیات اجتماعی مثل تمسک به مثال « مقابله ژیان پراز مواد منفجره با کامیونی قدر قدرت » در ادبیات برخی از افراد تند روجامعه ، با واقع بینی به حق انتخاب ازادانه مردم وضرورت ابراز نظر مشخص وبه دور از توده گرایی کور ساکنین کشور احترام گذاشته ومشارکت واقعی آن هارا در تعیین سرنوشت کشور فراهم نماید .

در یک کلام همچنان که اعلام « انرژی هسته ای حق مسلم ماست » با توان وقدرت وسیع رسانه ای و تبلیغی  در سطح جامعه طنین دارد ، من و احتمالا من های دیگر  هم حق  اعلام داشته باشیم که ، زندگی بدون خشونت ، به دور از جنگ ، رها از آوارگی ، در کمال همبستگی با سایر انسان ها در سایر مرزهای جغرافیایی با اتکا به تامین صلح وهمزیستی جهانی نیز حق مسلم ماست  .

امضا محفوظ

06/12/1384